گمنام يعني...

پلاک و نشانی ندارد ... آری پلاک ندارد تا نام و نشانی برایش بیابند ، نامی که بر خاک یادگار شود. آری ... اما او این نام زمینی  را ...  نه این نام را نمی خواهد .او عاشق محبوب خویش است و هم اوست که نام آنان را که عاشقش شدن و آنانکه از این قفس دنیا گریختند را بر آسمان حک می کند تا همیشه چون ستارگان بدرخشند.

او عاشق امام و ولایت است ... چرا که فرزند مادری است که بزرگ زنام عالم است ، مادری که محبوب او را آرامش و تکیه گاه  اسلام و ولایت قرار داد ، مادری که خواست مزارش گمنام بماند؟! که مبادا  آنانکه ولایت را قبول ندارند ...آنانکه همیشه دم از دوستی زدند و دشمنی کردند بر مزارش نماز گزارند و اینک این است پیکر فرزند آن مادر ... پیکر شهیدی که افتخارش ارادت به اهل بیت(ع) و مادر گرانقدرشان حضرت زهرا (س) بوده است و حال راز گمنامی او در این است ... حال او صاحب مادران و پدران و خویشان بسیاری است .

او شهادت را برگزیده و گمنامی را .... چرا که دانسته خون شهید تا ابد بر صفحه تاریخ پابرجاست...

 اما نام اوست که ملائک بالا می برند ...

 اینک گمنام ماییم نه او ...

فرض کن...

فرض كن حضرت مهدى به تو ظاهر گردد


ظاهرت هست چنانی كه خجالت نكشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظرى؟

 

خانه ات لایق او هست كه مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببرى؟


پول بی شبهه و سالم دارى، یک عدد هدیه برایش بخرى؟


حاضرى گوشی همراه تو را چك بكند؟

با چنین شرط كه در حافظه دستی نبرى!


واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

می توان گفت تو را شیعه اثنا عشرى؟