X
تبلیغات
گل مریم

قالب پرشین بلاگ


گل مریم
ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده000

[ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 18:6 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

پاش بیفته باز دوباره،روی مغربت می بارم،

باز توی منطقه ی مین،دست و پامو جا میذارم...


برچسب‌ها: ایران
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 22:10 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]


برچسب‌ها: فاطمه, س
[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 0:36 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]


برچسب‌ها: روز طبیعت
[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 22:12 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

مفهوم جهانی سیستم حساب ذهنی (UCMAS)

برنامه حساب ذهنی UCMAS یک برنامه منحصر به فرد برای رشد کودک است که در سال 1993 توسط دکتر دینو ونگ در کشور مالزی ابداع گردید. این برنامه با استفاده از یک سیستم محاسبه نوآورانه با به‌کارگیری چرتکه سبب پویایی مغز (نیمکره‌ چپ و نیمکره‌ راست) به طور هم ‌زمان می‌شود.

دانش آموزان در سنین بین 5 الی 13 سال با یادگیری محاسبه ذهنی سریع و دقیق ظرفیت ذهن خود را توسعه می‌دهند که این سبب بهبود مهارت‌هایی نظیر مدیریت زمان، تمرکز و توانایی حل مسأله می‌شود که به موفقیت در همه رشته‌ها و زندگی روزمره می انجامد.

برنامه UCMAS نه تنها منجر به ایجاد اعتماد به نفس و تسلط در انجام محاسبات می‌شود، بلکه این برنامه با ایجاد یک چهارچوب زیربنایی سبب توسعه مهارت‌های مورد نیاز یادگیری در مدرسه و زندگی روزمره کودکان می‌‌گردد.


شبستر

مهد کودک نهال : خیابان طالقانی، بالاتر از ترمینال، نرسیده به مسجد امام حسین، پلاک155 خانم مرندیان

تلفن: 04172221526 و 09146531377


برچسب‌ها: ucmas, حساب ذهنی, یوسی مس
[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 15:0 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]


برچسب‌ها: طبیعت, چرخه آب
[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 14:54 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

♥•٠·
رسیده عید و دل ها شاد و خرم
همه در فکر دیدارند با هم
همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند
منم در سفره دارم هفت سین را
ولی توام شده با داغ زهرا
بود سین نخستین سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگین
ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست بر چشمان زهرا
بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی
ازین ماتم دل حیدر غمین است
که سین چهارمم سقط جنین است
به روی سفره سین پنجم این است
سر سجاده اش زینب حزین است
شده سفره پر از اشک شبانه
ششم سین مانده سوت و کور خانه
چه گویم ای عزیز از سین آخر
بود آن سینه ی مجروح مادر...


برچسب‌ها: هفت سین فاطمیه
[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 22:36 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

برحاشیه برگ شقایق بنویسید

گل تاب فشار در و دیوار ندارد...


برچسب‌ها: ایام فاطمیه, فاطمه زهرا
[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ] [ 23:1 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

دشمنــــان بدانند ؛


اگر از سرهایمان کوهها بسازند 


نخواهیم گذاشت فرزندانمــــان در کتاب تاریــــخ خود بخوانند:


خامنـــه ای تنهــــا ماند...


همه گفتند که این قافله رهبر دارد


همه گفتند علے مالک اشتر دارد

همه گفتند که یاور دارد
و کسے نیست قلم بردارد . . .

بنویسد که ز ِ یاران ِ علے،
یک نفر هست درون مایه ے اشعر دارد
و در این توطئه‌ ها شیوه ے دیگر دارد
که رَوَد پاے ِ سپیدار و تبر بردارد . . .
غربت اینجاست که بنیامین هم،
یوسفے را به لب چاه آرَد . . . !


برچسب‌ها: امام خامنه ای
ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 8:44 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

اللهم عجل لولیک الفرج

 

shabhayetanhayi.ir.793688441_large

وبلاگ بزرگ یاران امام زمان عج

ندیدم شهی در دل آرایی تو

به قربان اخلاق مولایی تو

تو خورشیدی و ذره پرور ترینی

فدای سجایای زهرایی تو

نداری به کویت ز من بی نواتر

ندیدم کریمی به طاهایی تو

نداری گدایی به رسوایی من

ندیدم نگاری به زیبایی تو

نداری مریضی به بد حالی من

ندیدم دمی چون مسیحایی تو


برچسب‌ها: چشم امید, تجلی طاها
ادامه مطلب
[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 14:42 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
ماجرای اشک ریختن ستارخان/خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم

ستارخان، سردار مقاومت آذربایجان و جنبش مشروطیت نوشته است: من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگر اشک می ریختم، آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد، ایران زمین می خورد… اما در مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشک ریختم.

حدود ۹ ماه بود که تحت فشار بودیم… بدون غذا. بدون لباس… از قرارگاه اومدم بیرون … چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف و بوته علف… علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن… با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش می ده و میگه لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته… اما مادر کودک اومد طرفش و بچه اش رو بغل کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم… خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم… اونجا بود که اشکم دراومد.

منبع: کتاب گلچین خاطرات ستارخان


برچسب‌ها: ستارخان آذربایجان
[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 10:42 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
82821600655414444371.jpg34017910543178369272.jpg

 

 72469774950418886680.jpg

مریم خوشبخت علیشاه- سبا پناهی علیشاه- مبینا صفری علیشاه

معلم ارجمند: خانم سعیدی - دبستان زینبیه روستای علیشاه

 


نان، كشك، میوه، رب و بالاخره همه چیز كپك می‌زند. اصلا چند روز كه از یخچال غافل می‌شوی همه چیز داخل آن كپك می‌زند. وقتی كپك‌ها می‌آیند و بوی زننده‌شان فضای یخچال را می‌گیرد یك راه بیشتر نمی‌ماند و آن هم بازكردن در سطل زباله و انداختن مواد غذایی درون آن است.

مراحل تولید نان در ادامه مطلب


برچسب‌ها: طرز تهیه نان و مراحل تولید نان
ادامه مطلب
[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 15:48 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
از پدران و مادران خود شنیده ایم که نان برکت خداست.

پس باید در نگهداری از نان دقت کنیم تا نان دچار کپک زدگی، بیات شدن و یا فساد زودهنگام نشود.

طرز تهیه نان شیرمال ترکی16746178276195453363.jpg

58143293753145056830.jpg77942209263071070220.jpg


برچسب‌ها: دبستان زینبیه روستای علیشاه
ادامه مطلب
[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 15:38 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
.....
98256349918564403295.jpg09678509082873322516.jpg
طرح تشویقی دانش آموزان _ دبستان زینبیه روستای علیشاه _ کلاس اول ابتدایی


برچسب‌ها: طرح تشویقی دانش آموزان
ادامه مطلب
[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 12:14 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

ائله اوتانیرام...

                                             

بیرگون قاباغیمی کـسه جـک اؤلــوم

ذره جـه عیـنـیـمه گلـمیراؤلـمه یـــیـم

ائـلـه اوتـانـیـرام گلــسن گــــولـــــوم

سنـــیــن آیــاغـینـــا دورا بیلمــــه یم

               * * *

نامردیر اؤلومدن اوشه نیب قورخان

بیــر شربت ندیر کی ایچه بیـلمـه یم

ائـلـه اوتـانـیـرام عـــادی یــاغـیشدان

سـنـین گـؤز یاشینـی سئچه بیلـمه یم

                 * * *

ائـلــه اوتـانـیرام گلـیب - گـئـده سـن

سـنــیـن گـلیشینی دویــا بیـلــــمه یم!

اوستـومـه سـپدیگیـن چیچکلـری من

گــؤزومـون اوستـونـه قویا بیلمه یم!

                * * *

ائـــلـه اوتـانــیرام، اوتـانـــیـرام مـن

آییــــلام کـؤنـلـونــو آلا بــــیـلمـه یم!

دردیـــم تـــزه لــنه خـجـالـتـیــمـــدن

اؤلمک ایـستـه یم من، اؤله بیلمه یم!

                   شاهمار اکبرزاده

[ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 ] [ 12:49 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
زندگی باید کرد !

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه با سوسوی امیدی کمرنگ


برچسب‌ها: زندگی باید کرد
[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 21:39 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]


برچسب‌ها: لبخند رهبری
[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 21:32 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
خون شهید…

خون شهید، جاذبه‌ی

خاک را خواهد شکست؛

و ظلمت را خواهد درید؛

و معبری از نور خواهد گشود؛

و روحش را از آن، به

سفری خواهد برد

که برای پیمودن آن،

هیچ راهی جز

شهادت وجود ندارد.



شهید سید مرتضی آوینی


برچسب‌ها: 22بهمن
[ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ] [ 12:41 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

 نماهنگی برای تنفیذ حسن روحانی

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 16:41 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
.
.
حاجی از شـما شرمنده ایم که آرمان ها و سبک زندگیتان را فراموش کردیم.!
18_Untitled-1_L.jpg

به کجامینگری... ؟

به همان بهشتی که قرار است همچون مولایت بدون سر وارد آن شوی ؟

نمی دانم خداوند چه فرقی بین چشمان تو و چشمان ما گذاشته است ...

که عڪس چشمان تو دل را دگرگون می کند؟!

که نگاه گیرای چشمانت را آسمان هم بر نمی تابد ...

و اڪنون میفهمم که نه ؛

فقط میدانم ڪه چه چیزآن چشـم ها را چنان گیرایی و هیبتی میداد

و همگان را در مقابلش به زانو در می آورد...

همه را متعجّب می ساخت و همه را درگیر می ڪرد...

دریایی ڪه در آن چشم ها مشهود است ،

حاصل اشڪ های شبانه تو در بارگاه احدیت بــود...

حاصل آن بود ڪه راهی برای خود به دنیــا و ما فیها ... !



برچسب‌ها: روستای علیشاه شهدا
[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 20:3 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب توجه نمایید.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 0:37 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

« بسم الله الرّحمن الرّحیم »


[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 20:39 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
Hassan Alishah, Room 2.09 (since October 2013)
PhD in Mathematics, Instituto Superior Técnico, 2012.
Postdoctoral fellow financed by a FCT project grant.
KAM theory, geometric mechanics, Symplectic and related geometries including Presymplectic, Poisson and Dirac.http://www.math.ist.utl.pt/~halishah/fa.html
حسن نجفی علیشاه


[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 12:19 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم. و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد. دعا می کنم که لبانت را فقط با لبخند ببینم. و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم. دعا می کنم که دستانت که وسعت آسمان را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد. و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه بر دستی غیر تو گره ندهم. من برایت دعا می کنم... برای خورشید آسمان زندگیت که هیچگاه غروب نکند. و بدان تنها تو خورشید آسمان زندگیم هستی. پس برایم دعا کن خورشید زندگیم هرگز غروب نکند..

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 12:14 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

بمناسبت دهه مبارکه فجر مسابقات فوتسال در سالن شهدای روستای علیشاه با شرکت تیمهای فوتسال از شهرها و روستاهای مختلف شهرستان شبستر در سطح بالایی در حال برگزاری است.

برندگان توپ طلا و برترین بازیکنان سال فیفا از سال 1956 تا کنون به شرح زیر هستند:


استنلی متئوس 1956

آلفردو دی استفانو 1957


برای دیدن بیشتر به ادامه مطلب توجه نمایید.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 12:12 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی . . .
خداوندا دوستانی دارم که روزگار ، فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم میگرداند ، اما تو خود میدانی که یادشان در دلم جاوید است ، دوستانی که رسمشان معرفت ، کردارشان جلای روی و یادشان صفای دل است ، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو بر می آورند ، پر کن دستشان را از آنچه که در مرام خدایی توست


برچسب‌ها: خدایا
[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 18:36 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

فرخنده سالروز ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) گرامی باد !

هفده ربیع الاول، سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى و برگیرنده نقاب از چهره حقایق، امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد!


[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 0:58 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

چگونه سيّد ابراهيم دمشقى به تولیت حرم حضرت رقیه(س) رسید؟
والى تفصيل ماجرا را به سلطان عبدالحميد عثمانى نوشت ، و او هم توليت زينبيّه و مرقد شريف رقيّه و مرقد شريف امّ كلثوم و سكينه عليهماالسلام را به سيّد واگذار نمود و فعلا هم آقاى حاج سيّد عبّاس پسر آقا سيّد مصطفى پسر سيّد ابراهيم سابق الذكر متصدّى توليت اين اماكن شريفه است.
به گزارش خبرنگار خیمه گاه باشگاه خبرنگاران؛ مرحوم آية الله حاج ميرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب التواريخ مى نويسد:

عالم جليل ، شيخ محمّد على شامى كه از جمله علما و محصّلين نجف اشرف است به حقير فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من، جناب آقا سيّد ابراهيم دمشقى ، كه نسبش منتهى مى شود به سيّد مرتضى علم الهدى و سن شريفش از نود افزون بوده و بسيار شريف و محترم بودند، سه دختر داشتند و اولاد ذكور نداشتند.

شبى دختر بزرگ ايشان جناب رقيّه بنت الحسين عليهماالسلام را در خواب ديد كه فرمود به پدرت بگو به والى بگويد ميان قبر و لحد من آب افتاده ، و بدن من در اذيّت است ؛ بيايد و قبر و لحد مرا تعمير كند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 0:37 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]


شنبه:یا رب العالمین

یکشنبه:یا ذاالجلال والاکرام

دوشنبه:یا قاضی الحاجات

سه شنبه:یا ارحم الراحمین

چهارشنبه:یا حی و یا قیوم

پنجشنبه:لا اله الاالله الملک الحق المبین

جمعه:اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.

ما غائب و او منتظر آمدن ماست....

آن مرحوم می‌ فرمایند:

پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این ‌جا را مرتب کنید تا من برگردم، خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌ جا نگاه می ‌کرد می ‌دید کی چه کار می ‌کند، می‌ نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند.

یکی از بچه‌ ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌ گذارم کسی این‌ جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی ‌گذارد، مرتب کنیم.

اما آن که زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می ‌کرد همه‌ جا را.

می‌ دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌ نویسد.

هی نگاه می‌ کرد سمت پرده و می ‌خندید. دلش هم تنگ نمی ‌شد. می ‌دانست که آقاش همین جاست. توی دلش هم گاهی می‌ گفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر می‌ کنم.

آن بچه شرور همه جا را هی به هم می‌ ریخت، هی می ‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی ‌شود!

وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.

زرنگ باش! خنگ نباش! گیج نباش!

شرور که نیستی الحمدلله! گیج و خنگ هم نباش!

نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن...

خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.

 

التماس دعا

ا دعای 'عظم البلاء' را بخوانید و بخواهید خدا صاحب کار را برساند ا



ادامه مطلب
[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 13:3 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]

[ شنبه نهم آذر 1392 ] [ 23:55 ] [ حسن خوشبخت علیشاه ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام. امیدوارم مطالبی که در این وبلاگ مینویسم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.بانظرات و پیشنهادات خود در زیباتر شدن این وبلاگ مرا یاری کنید. باتشکر
امکانات وب